شهری بخوابد اگر؛ من بیدارم































شهری بخوابد اگر؛ من بیدارم

شهر شب را همه شب سیر و صفایی دارم

سپرده ام تا تعمیرم کنند!

مغزم را می گویم

همه عیب هایش که خوب شدنی نیستـــ 

همین که باز راه بیفتد غنیمت است

حس ام می گوید؛

سرهم بندی این مغز وارفته 2 ماهی زمان می برد

امیدوارم بیشتر نشود!

 

 

در این روزگار که همه می روند؛

من برای بازگشت چقدر ولع دارم!

دو ســـــــــال ؛

بگذارش به حساب روزه سکوت . . . !

به تاریخ ۱۳٩۳/٥/۱۱ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ به قلم من _نسیم دوست () |

دلم تنگ شده ؛ برای شهرم ... !

امان از بی خوابی

راستی یادتان نرود، به کسی که خواب به چشمش نمی آمد، توصیه نکنید کتاب بخواند، بیخوابی فرصت نیست، حتی قابلیت تبدیل به فرصت را هم ندارد، مرض است! آن هم از نوع بدعلاجش ... مرضی که یک لحظه نمی گذارد به این فکر نکنی، که همیشه ی خدا یک پای بساط لنگ است! عوام با بی خوابی تجربه اش می کنند، آنها که ادای دانستن در می آورند با شعار "خوب دشمن عالی" اشاعه اش می دهند، غربی ها کمال گرا صدایش می کنند، و بدتر از همه اینکه اهل معنا ناشکر می خوانندش... !

وای بر روزی که همه وجودت را بگیرد، از سرطان بدتر می شود، دعایم کنید شفا بگیرم، دعایم کنید خوابم بگیرد، دعایم کنید بیدار بازگردم نه بی خواب... ! 

 

 

پ ن 1: شازده کوچولوی اگزوپری هم حتماَ به همین مرض دچار بود، همیشه ی خدا یک پای بساط لنگ است، مال او بود. نمی دانی چقدر صفحه آخر شازده کوچولو را دوست داشتم! نگو هم درد بودیم!

پ ن 2: استادی داشتیم آن اوایل دانشگاه که شعارش این بود که خوب دشمن عالی است! می گفت هیچ وقت در زندگی نگو به خوب رسیدم، چون به عالی نخواهی رسید، همیشه بگو هنوز بد است!! چه عالمی را به تنهایی بیمار کرد...! اثرات برخی اساتید سال ها می ماند، با هیچ دوایی هم رفع نمی شود، متآسفانه!!!

به تاریخ ۱۳٩۳/٤/٢٤ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ به قلم من _نسیم دوست () |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت